محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

493

خلد برين ( فارسى )

و اللهقلى سلطان ايچك اوغلى و امثال ايشان از سلطان حيدر - ميرزائيان خانهء حسين بيك يوزباشى را كه مقام اقامت سلطان مصطفى - ميرزا بود دار الندوه شناخته همگى به آنجا تاختند و سلطان ابراهيم ميرزا پسر بهرام ميرزا نيز بر اثر امراء به سلطان مصطفى ميرزا پيوسته در سلك هواخواهان سلطان حيدر ميرزا نشست و جمعى ديگر از اعيان امراء مانند حيدر سلطان چاتوق تركمان و قلى بيك افشار حاكم كرمان و محمد قلى خليفهء ذو القدر مهردار و ميرزا على سلطان قاجار و امثال ايشان به مضمون خبر صدق اثر من ادخل داره و اغلق باب داره فهو امن منازل خود را مأمن عافيت شمرده به هيچيك از آن دو مجمع حاضر نشدند . بالجمله ارباب آراء در هر دو جا ابواب مشورت بر روى يكديگر گشوده در تحصيل مرام خود اهتمام تمام مىنمودند . اما هواخواهان سلطان حيدر ميرزا بيشتر از آن به قوت و شوكت خود مغرور بودند كه بجز جلوس سلطان حيدر بر تخت زر خيال ديگر در سر داشته باشند و بنا بر آن كه اسماعيل ميرزا [ را ] در قلعهء قهقهه گرفتار اقتدار خليفه انصار كوتوال آن قلعه و حصار مىدانستند و با خود مىگفتند كه چون سلطان حيدر بر تخت زر متمكن گردد هر حكمى كه دربارهء وى بفرمايد خليفه انصار كه از جملهء هواخواهان شاهزادهء والاتبار است هر آينه به تقديم خواهد رسانيد و از اسماعيل ميرزائيان حسابى برنمىگرفتند و جمعى از ايشان صلاح در آن مىديدند كه به هيأت اجتماعى به دولتخانهء مباركه مىبايد رفت و شاهزاده را به دست آورده بر تخت سلطنت متمكن مىبايد ساخت ، و گروهى از ايشان كه صاحب راى سديد و عقل دور انديش بودند تجويز اين جرأت نمىنمودند و مىگفتند كه چون قورچيان كه در كشيك بوده‌اند ابواب دولتخانه را مسدود ساخته رايت مخالفت شاهزاده برافراخته‌اند مبادا كه چون از ما اين حركت سر زند ايشان از در مخالفت و ممانعت درآيند ، و چون كار برايشان تنگ شود بالضروره قصد شاهزاده نمايند ، بدين جهت هر ساعت انديشه و هر لحظه خيالى مىكردند .